۱۳۸۸ شهریور ۳۰, دوشنبه

برادر عزيزم**او مرسي** دوست داشتني


اي شما!
اي تمام عاشقان هركجا!
از شما يك سوال مي كنم:
در شمار نامهايتان اضافه مي كنيد؟ يك نفر كه تا كنون... ردپاي خويش را...
لحن مبهم صداي خويش را.. شاعر سرودهاي خويش را نمي شناخت...
گرچه بارها و بارها.. نام اين هزار نام را.. از زبان اين و آن شنيده بود...
يك نفر كه تا همين دو روز پيش
منكر نياز گنگ سنگ بود... گريه گياه را نمي شناخت... آه را نمي سرود...
شعر شانه هاي بي پناه را
حرمت نگاه بي گناه را... سكوت يك سلام در ميان راه را نمي سرود...
نيمه هاي شب نبض ماه را نمي گرفت
روزهاي چهارشنبه ساعت چهار..
بارها شماره هاي اشتباه را نمي گرفت...
اي شما!
اي تمام نامهاي هر كجا!
زير سايبان دستهاي خويش...جاي كوچكي به اين غريب بي پناه مي دهيد؟
اين دل نجيب را...
اين لجوج دير باور عجيب را... در ميان خويش...
راه مي دهيد؟؟؟

هیچ نظری موجود نیست: