۱۳۸۸ مهر ۴, شنبه

تقديم به علي رضا (بابابزرگ عزيز خودم)

سلام:

فردا يكشنبه است...
پيش از اينكه تو بيايي دير شد..
مي خواستم صداي قلبت را به گوش هايم بيا ويزم..
مرا ببخش از اينكه با گستاخي ترا تا خلوت انديشه هايم بردم...
از آشفتگي انديشه هاي دختري كه خيس از اشك است چيزي ميداني؟
از تو سپاسگزارم كه هق هق هايم را به من باز گرداندي...
تو مهربان ترين حادثه دنيايي..............


۱ نظر:

dust nini گفت...

دختر گلم ممنون از وبلاگ قشنگتان